
از این به بعد ۱ بخش داریم به نام نیوز باکس که اخبار جدید توش نوشته میشه و بخشی با نام دانلود باکس هم داریم که در پست بعدی با بیش از ۱۰۰ دانلود کلیپ جدید میاد و اگه خواستین میتونین ویدئو یا ام پی تری درخواست کنین حالا این چند تا خبر رو داشته باشین:
NIGHTWISH

نایتویش همین روزا آلبومی که اسمش شهوت تاریک(Dark Passion Play) است
که روز 28 سپتامبر همزمان با سالروز انفجار هسته ای منتشر میشه و SpinefarmSpinefarm به جهان عرضه میشه توسطRoadrunner در 28سپتامبر.
تراکهای البوم به ترتیب زیرند:
1. The Poet And The Pendulum
2. Bye Bye Beautiful
3. Amaranth
4. Cadence Of Her Last Breath
5. Master Passion Greed
6. Eva
7.
8. Whoever Brings The Night
9. For The Heart I Once Had
10. The Islander
11. Last Of The Wilds
12. 7 Days To The Wolves
13. Meadows Of Heaven
که میتونین عکسشو اینجا ببینین:عکس کاور آلبوم
*************************************************
MEGADEATH
خبر اول اینکه یه مصاحبه با جیمز لومنزو دارم که حتما ببینین:
و خبر بعدی اینکه در این ماه دیو ماستین ستاره ی کاور متال همر(مجله ی خارجی متال بازا) بود و در مورد دوباره کار کردن کارای قبلی و چیزای دیگه صحبت کرده بود که خبر کاملش به دستم نرسیده حتما ترانزلیت میکنم واستون و اینم عکس روی مجله
**************************************************
SLIPKNOT/Stone Sour

corey taylorوکال استان شور و اسلیپ نات ماه پیش در فستیوال پینک پاپ(pink pop)مصاحبه ای داشت که لینکشو براتون گذاشتم ببینین و درباره ی کار کردن اون در بند Anthraxهست که سومین بندیه که باهاش میخاد کار کنه و آلبوم جدید در حال رکورد هست حالا خوتون ببینین به نظر من تیلر داره خودش رو خراب میکنه با همون اسلیپ نات بود بهتر بود وقتی با استان شور رفت زیاد بد نشد ولی همه میگن اون واسه پول کار میکنه که ققاوتشو میزارم به عهده خودتون حالا این مصاحبه رو ببینین:مصاحبه تیلر با پینک پاپ
***************************************
SATYRICON
![]()
همون طور که از رسانه های خبری شنیدم ساتریکون یه لایو داشته در مکزیکو سی تی و این ترکها را اجرا کرده:
01. Walk The Path Of Sorrow
02. Filthgrinder
03. Now, Diabolical
04. Du Som Hater Gud
05. The Rite Of Our Cross
06. Repined Bastard Nation
07. The Pentagram Burns
08. Havoc Vulture
09. K.I.N.G.
10. Nemesis Divina
11. Fuel For Hatred
12. Hvite Krists Dod
13. Mother North
اینم از ۳۲ دقیقه از آهنگ ها:کلیک کنید و صبر کنید
**************************************
اینم از خبرها البته خبرای زیادی داشتم و به علت کمبود وقت و زیاد مطرح نبودن بند ها ترانزلیت نکردم حتما نظرات خودتونو بگین و برای دانلود باکس در پست بعد موضوع و درخواست بدین
ممنون
منابع:metalstorm.ee-----roadrunnererecords---nightwish---and etc

با توجه به توضیحات وبلاگ که بالای لوگو هست وبلاگ مرداب متال با نام متال استورم
شروع به کار میکنه ولی اینبار خیلی سرسخت تر و بهتر در سطح متال استورم خارجی!اخرین پست مال پینک فلوید بود که 20 قسمت بود و قسمتهای مهم وبلاگ قبلی تو پستهای طلایی هست و میتونین سر بزنین
اینو هم بگم وبلاگ هر سه روز آپ دیت میشه و مطلب قبلی به پستهای طلایی میرن
به پست پایینی که 1 پست مال وب قبلی بود و اینم جدیدشه
نظرتونو در مورد وبلاگ جدید بگین البته این ورژن بتا هست هنوز بهتر میشه!
وبهای قبلی هم لینک شدن لطفا این لینک رو جایگزین کنند
اناهم واسه کسایی که میخواستن من رو از نوشتن باز دارن
LETS ROCK

Amused to Death یکی از زیباترین کارهای راجر واترز می باشد که با وجود شباهت هایی که از لحاظ ساختاری به برخی از کارهای قبلی وی دارد؛ به مراتب از آنها پیچیده تر و سنگین تر می باشد.

فرم موسیقی و ملودی های خواننده، تنظیم قطعات، مفهوم ترانه ها و نحوه کنار هم گذاشتن قطعات در آلبوم، همه و همه نشان دهنده نبوغ واترز در موسیقی و نگاه دقیق و عمیق او به مسائل اجتماعی و سیاسی روز دارد.
راجع به تک تک قطعات این آلبوم می توان ساعتها در زمینه های مختلف بحث کرد، اما آنچه در نظر اول می توان گفت این است که با ارائه این آلبوم، واترز توانست نام Pink Floyd را دوباره زنده کند و بر سر زبانها بیندازد. مقایسه این آلبوم با The Wall یا Dark Side of the Moon کاری بسیار دشوار است چرا که با وجود شباهت هایی که با این دو آلبوم دارد فرسنگ ها با آنها فاصله دارد. بقول برخی از منتقدان هنری Amused to Death نهایت یک کار استادانه در موسیقی Rock می باشد.

به قسمت اول از مصاحبه مطبوعاتی با راجر واترز در رابطه با این آلبوم که در سپتامبر 1992 انجام شده توجه کنید.
Q : عنوان آلبوم شبیه یکی از کتابهای نیل پوستمن (Neil Postman) هست، آیا ایده ای از این کتاب گرفته شده است؟
A : حقیقتا" نام آلبوم بله، چرا که من شخصا" این عنوان را دوست دارم، همچنین خود کتاب را، اما نه، هیچ ایده خاصی از کتاب گرفته نشد. راستش چون از این عنوان خوشم می آمد آنرا برداشتم.
Q : خب پس ایده اصلی آلبوم از کجا گرفته شد؟
A : بله، این فکر که یک میمون در حال تماشا کردن تلویزیون باشد؛ بیشتر یک حالت استعاره است برای آدمهایی که در دنیا به رقابت و جنگ می پردازند و این آلبوم پاسخ شخص من به نزاع آنهاست که طی سالها در تلویزیون مشاهده کردم
Q : بنابراین شما گه گاه به تلویزیون نگاه میکنید؟
A : حقیقش در حال حاضر نه، اما قدیم عادت داشتم که گه گاه تلویزیون نگاه کنم. الان هشت، نه ماه هست که در آمریکا هستم و به جرات می تونم بگم که تلویزیون نگاه نکردم، چند بار بخاطر این فوتبال آمریکایی که جنجال بپا میکنه تلویزیون رو روشن کردم اما واقعا" ورزش خشن و .... هست و بنظر من دیدنی نیست!
به عکس بالا درست دقت کنین میبینین لا اله الا الله نوشته
اگه عکس کوچیکه اینم لینکش لایو راجر

Q : اصلا" چگونه آلبوم درست میکنید؟ اول متن بعد موسیقی یا برعکس ؟
A : بستگی داره، اخیرا" روش دیگه ای استفاده میکنم. اول یک ایده برای یک آهنگ در ذهنم درست میکنم بعد یک نسخه ساده (demo) از اون درست میکنم، بعد اونقدر صبر میکنم تا احساسام روی اون آهنگ بارور بشه و ترانه به ذهنم خطور کنه. به استودیو میرم و هدفون رو به گوشم میگذارم و آهنگ رو گوش می دم، آهنگ رو می خونم بدون اینکه نوشته ای از پیش داشته باشم! سه بار، چهار بار، پنج بار حتی شش بار اینکار رو تکرار میکنم. خب یقینا" بعضی از اونها دور انداختنی هست اما بعضی قابل فکر کردن.
بهترین اونها را بر میدارم و می رم بیرون از استودیو. تا موقعی که دیگه تو ذهنم آهنگ بطور کامل پرورده بشه؛ دوباره میرم استودیو و بین نیم ساعت تا سه ربع طول میکشه که آهنگ رو ضبط میکنم؛ بنظر خودم بازدهی این روش خیلی بالاست بخصوص که ارتباط آهنگ ساز با آهنگ بیشتر هست.
Q : واقعا" چقدر طول میکشه که شما یک آلبوم رو در استودیو ضبط کنید، با اون صداهای عجیب و غریب ... باید خیلی زمان لازم باشه، نه؟
A : اووووو، بله. من این کار رو در سال 1990 تمام کردم. میدونید وقتی تمومش می کنید زمانی می رسه که می نشینید و می خواهید اونو گوش کنید. تازه ممکن کلی تغییرات درش بدید؛ که البته در این آلبوم من تغییر خاصی ندادم. در این زمان نوبت به یک همکار برای تولید میرسه (co-producer) که باید پیداش کنی، من با خیلی ها صحبت کردم در نهایت با Pat Leonard و Nick Griffiths ساعتها روی آلبوم کار کردیم و سعی کردیم به درک مشترک از احساسات درون آلبوم برسیم ... معذرت می خوام دیگه دیر شده اگه ممکنه ادامه صحبت برای فرصت دیگه ای باشه ...
این قسمت اول بود قسمت دوم که ادامه ی همینه رو حتما بخونین
ریچارد ویلیام رایت(ریک رایت)
پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن 17 سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.

ریچارد راجع به این موضوع می گوید : "این خیلی عالی بود که سید به گروه ما ملحق شد. تا قبل از او ما مجبور بودیم فقط R&B کلاسیک اجرا کنیم، چرا که در آن زمان همه از گروههای موسیقی این انتظار را داشتند. اما من هیچ وقت از R&B خوشم نمی آمد و برعکس از موسیقی Jazz لذت می بردم."
"اما از هنگامی که سید وارد گروه شد جهت کار گروه هم تغییر کرد و به سمت بداهه نوازی (Improvise) برای گیتار و کیبرد در آمد. راجر هم از بیس برای نواختن ملودی و لید (Lead) استفاده کرد و من هم به آرزویم رسیدم و توانستم بیشر احساسات کلاسیک خودم را در گروه معرفی کنم."
همکاری این گروه قبل از آنکه سید برت نام پینک فلوید را انتخاب کند تحت عناوینی چون Meggadeaths، Sigma 6، Abdabs ... و The T-Set ادامه داشت تا اینکه سید از روی نام دو تن از موسیقیدانان محبوب بلوز بنامهای پینک اندرسن (Pink Anderson) و فلوید کانسیل (Floyd Concil) نام پینک فلوید را برای گروه انتخاب کرد.

با تجاربی که بدست آوردند و کسب اعتماد بنفس بیشتر بتدریج R&B را ترک کرده و شروع به ساخت موسیقی هایی بداهه و افسانه ای نمودند.
در سالهای اولیه شکل گیری گروه، سید برت بعنوان آهنگساز و ترانه سرا نقش رهبری گروه را بعهده داشت بطوری که در کارهای اولیه گروه یعنی دو آهنگ Arnold Layne و See Emily Play و یک آلبوم The Piper تقریبا" همه کارها توسط سید برت انجام شده بود. سال 67 پس از بدست آوردن دو رتبه Top20 برای تک آهنگ و یک رتبه Top10 برای یک آلبوم پینک فلوید آماده طی کرده مسیر ترقی بود.

اما اعتیاد او به LSD باعث شد تا بتدریج ضمن ارائه رفتارهای غیرعادی بتدریج از فعالیت های گروه کنار گذاشته شود بگونه ای که در سال 1968 رسما" با نوازنده دیگر گیتار لید، دیوید گیلمور (David Gilmour) جایگزین شد.
Apples and
یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.
قسمت اول از این مجموعه ترکیب کار سینتی سایزر با تیمپانی بود و قسمت دوم با کمال تعجب شما را به فضای یک سنات پیانوی کلاسیک - رمانتیک میبرد. قسمت سوم بیشتر تجربی و شاید حتی بدون برنامه باشد و بالآخره قسمت چهارم که با صدای پرنده آغاز می شود و سپس به تم قسمت اول بازمیگردد.
پس از Ummagumma در سال 1970 آلبوم Atom Heart Mother ارائه شد و در سال 1971 Meddle که در آن نقش رایت بسیار برجسته تر از گذشته بود. استفاده از تک نت پیانو که با افکت لزلی و بلندگوهای گردان، فضای خاصی به قطعه Echoes می داد از مشخصه های بارز کار رایت در این آلبوم بود.
Dark Side of the Moon آلبومی بود که بوضوح جایگاه پینک فلوید را در موسیقی راک برای همیشه جاودانه ساخت. این آلبوم در سال 1973 ارائه شد و برای بسیاری از طرفداران موسیقی گوش دادن به موزیک استریو با این آلبوم احساس شد. این آلبوم بصورت بی سابقه ای به مدت بیش از 15 سال در رده 200 آلبوم جداول Billboard بود. آمار رسمی نشان از فروشی بیش از 28 نسخته از این آلبوم را نشان می دهد یعنی سومین آلبوم پر فروش دنیا.
اما نقش ریچارد رایت در این آلبوم علاوه بر نوازندگی، همکاری با واترز در آهنگسازی بود، قطعه The Greate Gig in the Sky از قطعات بسیار زیبای این آلبوم می باشد. رایت در این قطعه علاوه ارائه هارمونی زیبا برای موسیقی نشان داد که توانایی بسیار بالایی در نوشتن ملودی های بداهه برای هر ساز لید و یا صدای وکال دارد. همچنین نباید فرا موش کنیم که چگونه صدای زیبای ریچارد رایت در تم دوم قطعه Time از معرفترین کارهای پینک فلوید، لطافت زیادی به این قطعه راک از آلبوم نیمه تاریک ماه می دهد.
آلبوم های بعدی در سال های 1975 و 1977 تهیه شدند یعنی Whish You Were Here و Animals و بدنبال آنها نام این گروه را در رده بزرگترین گروه های راک محکم کردند. دیگر شکی نبود که بهترین گروه راک زمانه هستند و هرچه مجبوبیت گروه بیشتر می شد حس تک روی در افراد بیشتر می شد تا اینکه رایت اولین آلبوم تکی خود را در سال 1978 بنام We Deram منتشر کرد.
او برای ضبط این آلبوم از ساکسیفون Mel Collins ، گیتار Sonwy Whithe ، بیس Larry Steel و بالآخره درامز Reg Isadore استفاده کرد. رایت هیچکدام از قطعات این آلبوم را به تنهایی بیرون نداد و هرگز هیچ کنسرت زنده ای از آن اجرا نکرد.

A Beautiful Lie - 32 KB 
A Beautiful Lie - 128 KB
creadle of filth
| ||||||
درود.
با عرض معذرت که آپ یه کم دیر شد آخه نبودم
با موضوع دوم بیوگرافی اعضای پینک فلوید همراه ما باشید:
بیوگرافی دیوید گیلمور
دیوید گیلمور در کمبریج متولد و بزرگ شده است. پدرش استاد دانشگاه جانورشناسی بود . گیلمور ، سید بارت را در دانشگاه هنر و تکنولوژی کمبریج ، جایی که در اوقات ناهار تمرین گیتار می کردند ، ملاقات کرد. ولی به هر حال آنها همگروه نبودند و دیوید در سال 1963 شروع به نواختن در گروه Joker`s wild نمود. گیلمور در سال 1966 Joker`s wild را ترک کرد و با بعضی از اعضای آن گروه جدیدی را تشکیل داد. این گروه در ابتدا Flowers نام داشت و بعد به Bulitt تغییر نام داد ، که قبل از پاشیدن ، در سالهای 1966 و 1977 در اسپانیا و فرانسه به اجرا می پرداخت. در ژانویه سال بعد ، از گیلمور خواستند که به Pink Floyd بپیوندد. بارت بعد از چند ماهی گروه را ترک کرد- به عبارت دیگر اعضای گروه تصمیم گرفتند که دیگر برای اجرا او را نبرند- و گیلمور نقش لید گیتار گروه را به عهده گرفت و در کار لید ووکال نیز با راجر واترز مشارکت می نمود. گیتارنوازی گیلمور و همچنین قدرت آهنگسازیش عامل بزرگ موفقیت جهانی Pink Floyd در طول دهه هفتاد بود. اما به هر حال در طول این دهه واترز بیشتر و بیشتر بر گروه کنترل پیدا می کرد. ارتباط بین آن دو - گیلمور و واترز - روز بروز بدتر می شد.
گیلمور در بهار سال 1978 اولین آلبوم شخصی خود را به نام David Gilmour منتشر کرد. یکی از قطعه هایی که گیلمور در آن موقع ساخت ولی از آن استفاده نکرد آهنگ Comfortably Numb بود که بعدا بسط داده شد و جزو آهنگهای کلاسیکPink Floyd شد. دیوید دومین آلبوم شخصی خود را به نام About Face در سال 1984 منتشر کرد. در سال 1985 واترز گروه را منحل اعلام کرد. اما گیلمور کنترل کامل گروه را به دست گرفته و آلبوم A Momentary Laps Of Reason را بوجود آورد. گیلمور شرح داد:
" در این سالهای اخیر، قبل از رفتن راجر از گروه ، من مشکلاتی در هدایت گروه پیدا کرده بودم. من فکر می کردم که آهنگها خیلی لغتی شده بودند و از آنجایی که معنی خاص آن لغات بسیار مهم بود آهنگها تنها به ابزاری برای اشعار تبدیل شده بود نه یک موسیقی الهام بخش... Dark Side of the Moon و Wish You Were Here بسیار موفق بودند ، نه بخاطر سهم راجر ، بلکه به این خاطر که توازن بیشتری بین موسیقی و اشعار وجود داشت تا این آلبومهای آخر . این کاریست که من سعی میکنم در A Momentary Laps Of Reason انجام بدهم تمرکز بیشتر بر موسیقی و بازیابی تعادل. "

گیلمور ، در کنار کار و استراحت در Pink Floyd، برای بسیاری از کارها ، پدیده های نوظهور ، گروههای بزرگ نیکوکاری ، به عنوان یک موزیسن دوره ای ، تهیه کننده و حتی مهندس صدا ، خود را مشغول کرده است از جمله روی هارپر ، کیت بوش( که در شروع ، گیلمور نقش اینسترومنتال داشت) ، The Dream Academy (گروه دیگری که در تاریخ اولیه آن گیلمور نقش محوری داشت)، گریس جونز ، تام جونز ، التون جان ، Arcadia ، برایان فری ، برلین ، رابرت وایت ، هاوک ویند ، پل مک کارتنی ، رینگو استار ، سام براون ، جولز هلند ، Propaganda ، پیتر تاونشند ، The Who Supertramp، وارن زوون ، آلن پارسونز و بسیاری دیگر.

گیلمور همچنین بخاطر سولوهای دقیق و bend وار و همچنین انواع صداها و جیغ های ویولون مانندش بسیار مشهور است. سولو های وی بخاطر ساخت و ترکیب بسیار خوب و بدون استفاده از کوچکترین نت اضافه بسیار مورد توجه است. گیلمور در مصاحبه هایش توضیح داده است که عدم وجود تکنیک در نوازندگیش موجب شده که بیشتر بر روی ملودیهای هنرمندانه و زیبا تمرکز کند و جذبه پایدار اکثر سولوهای وی به این خاطر است که آنها ملودیهایی پر معنی هستند تا تمرینات تکنیکال صرف. او در زمینه استفاده از افکتهای صدای گیتار نیز نوآور بوده است.
او در سال 1996 به عنوان عضوی از Pink Floyd وارد لیست تالار مشاهیر راک اند رول شد. دیوید در سال 2002 به همراه گروهی کوچک و کر ، کنسرتهای سولوی آکوستیک کوچکی را در شهرهای لندن و پاریس اجرا نمود. در ماه می 2003 گیلمور یکی از خانه هایش را در لندن فروخت وبا پنج میلیون دلاری که بدست آورد در یک پروژه خانه سازی برای بی خانمان ها مشارکت نمود. در نوامبر2003 او بخاطر خدماتش به موسیقی و همچنین اعمال بشردوستانه ، نشان افتخار CBE را دریافت کرد. ( CBE مخففی است از Commander`s Badge of the Order of the British Empire )
در دوم جولای 2005 گیلمور باPink Floyd - به همراه واترز - در کنسرتLive8 نواخت. این اجرا باعث افزایش موقت 343 /1 درصدی در فروش آلبوم Echoes:The best of Pink Floyd شد . در نتیجه گیلمور قول داد که کلیه منافع حاصله را به صدقاتی که بازتاب اهداف Live8 هستند اختصاص دهد. وی گفت:
" اگرچه هدف اصلی بالا بردن آگاهی و افزایش فشار بر سران گروه 8 بود ولی من از سود این کنسرت استفاده نمیکنم. این پولی است که باید برای نجات زندگیها از آن استفاده شود."
بعد از مدتی وی از کلیه هنرمندانی که شاهد افزایش فروش خود بخاطر اجراهایLive8 بودند دعوت کرد تا درآمد اضافی خود را به افزایش تنخواه Live8 اختصاص دهند. او همچنین یک خلبان با تجربه است. وی به بهانه اسم شرکتشInterpid Aviation مجموعه ای گیرا از هواپیماهای قدیمی گرد هم آورده است. او به دلیل زیر تصمیم گرفت که شرکت Interpid Aviation را بفروشد (برگرفته شده از مصاحبه اش با رادیوی بی بی سی در سال 2002) :
" شرکتInterpid Aviation برای من راهی بود تا سرگرمی من بتواند تا حدی خرج خودش را در بیاورد ، ولی در طی چند سال تبدیل به یک کار تجاری شد چون مجبوری که به آن تجاری فکر کنی. ناگهان فهمیدم که به جای اینکه آن برای من یک سرگرمی لذت بخش باشد تبدیل به تجارت شده است به همین خاطر فروختمش. من دیگرInterpid Aviation را ندارم . الآن فقط یک هواپیمای دوباله دارم که بعضی وقتها با آن دور آسمانها سرگردان می شوم ..."
گیلمور از ازدواج اولش با جینجر صاحب چهار فرزند شده است: آلیس ، سارا ، کلیر و ماتیو. او از ازدواج دومش سه فرزند دارد و چارلی ،اولین فرزند زن دومش ، پولی سامسون نویسنده را ، به فرزندی خود پذیرفته است. او در نوامبر 2005 در افتتاحیه نام Pink Floyd در تالار مشاهیر موسیقی انگلستان سخنرانی کرد. سومین آلبوم دیوید گیلمور به نام On An Iland در6 مارس 2006 منتشر شده است. دیوید گیلمور در درجه بندی مجله رولینگ استونز به عنوان بزرگترین گیتاریست تمام دوران دارای رتبه 82 می باشد. او بخاطر گیتارنوازی متاثر از بلوزش (Blues ) که کمتر در گروههای راک پیشرفته (Progressive Rock ) مشاهده می شود معروف است.
درود بر دوستان عزیز سال نو را به تمام آریایی های این سرزمین تبریک میگم و با نام خدای بزرگ و کورش بزرگ این عیدی رو به شما تقدیم میکنم.

با توجه به خواسته ی دوستان بزرگوار ما و به خصوص داداش پژمان ما تصمیم بر آپ کردن با موضوع " پینک فلوید " بر آمدم. بی شک کسی که وارد موسیقی راک یا متال یا کلاسیک یا بلوز و جاز شده اسم بزرگ پینک فلوید رو نشنیده و اکثر راکرها و متالها تراکهای اون را با افتخار کاور کردن.سرتونو درد نیارم ولی این آپلود ما در20 قسمت جای می گیرد و اگر مایل به دانستن بیشتر در مورد این اسطوره هستین حتما موضوع را دنبال کنید و ما را از نظرات گرانبهاتون بی دریغ نزادین.:قسمت پینک فلوید هر هفته آپلود میشود)
لیست مجموعه پینک فلوید(هر شماره به آپلودی جداگانه اشاره میکند:
بیوگرافی ها:
1-خلاصه ی بیوگرافی کلی و شرح حال سید برت
2- بیوگرافی دیوید گیلمور
3-بیوگرافی ریک رایت
اخبار و مصاحبه ها:
1-مصاحبه با راجر واترز (Amused to Death)قسمت اول
2-مصاحبه با راجر واترز ، قسمت دوم(آخر)
3-سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمورقسمت اول
4-دیوید گیلمور : "ما مردانی یاغی بودیم"قسمت دوم
5-مصاحبه با دیوید گیلمور قسمت سوم(آخر)
6-نه ، حتی با 150 میلیون دلار!(مصاحبه با راجر)
7-دیوید گیلمور طرفدارانش را به هیجان آورد(تحلیل لایو 2006 در هالیوود)
8-بازگشت به نیمه تاریک . . .
9-Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال
10-اولین آلبوم پینک فلوید بدون راجر واترز
11-خاطره ی یکی از دوستان از دیدن لایو از نزدیک
بیوگرافی و تحلیل آهنگها :
1-آلبوم فراموش شده پینک فلوید(قسمت اول)
2-آلبوم فراموش شده پینک فلوید –(قسمت دوم)
3-حال دیگر چه باید کرد ؟(What Shall We Do Now)
4-Ummagumma
5-The Wall شاهکار موسیقی راک
6-The Great Gig in the Sky
7-One of my turns
خلاصه ای از بیوگرافی کلی
پینک فلوید) نام یکی از مشهورترین و خلاقترین گروههای موسیقی راک انگلیس است، که از سال 1965 به رهبری سید برت نوازنده گیتار شروع به کار کرد و در دهه ۷۰میلادی به اوج شهرت رسید. دیگر اعضای گروه راجر واترز(گیتار بیس)، ریک رایت(کیبورد) نیک میسن(درام) بودند. یکی از بارزترین ویژگیهای سبک پینک فلوید استفاده از صداهای الکترونیکی و جلوههای ویژه در آهنگهایشان بود، و دیگری شعرهای ساده و کودکانه اما نافذ.
سید برت در سال ۱۹۶۸ به دلیل عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر توهم زاو ناتوانی در حضور مؤثر در اجراهای زنده (و حتیدر استودیو) عملاً از گروه کنار گذاشته شد ودیوید گیلمور که گیتاریست توانمندی بود جایش را گرفت. در سال ۱۹۷۳ بود که توانستند با آلبوم نیمه تاریک ماه، در امریکا خود را به فوقستارههای موسیقی تبدیل کنند در سال ۱۹۸۶ راجر واتِرز که پس از سید برت نقش اصلی در آهنگسازی و نوشتن شعرهای پینک فلوید را بر عهده داشت به دلیل اختلاف با گروه از آنها جدا شد.
آلبومها به ترتیب تاریخ
نیمهٔ تاریک ماه* (۱۹۷۳) The Dark Side of the Moon
دیوار* (۱۹۷۹) The Wall
ناقوس جدایی* (۱۹۹۴) The Division Bell
شرحی بر زندگی و آثار سید برت
راجرسید برت مانند یک ستاره دنباله دار در مدتی کوتاه ظهور کرد و در این زمان اندک بسیار درخشید. او نشانی ماندگار بر موسیقی راک پیشرو (progressive) و راک سایکدلیک (psychedelic موسیقی راک دوران هیپی ها که بیشتر تحت تاثیر مصرف مواد توهم زا ساخته و شنیده میشد) باقی گذاشت و به عنوان یکی از بنیان گذاران و همچنین خواننده اصلی، ترانه سرا و نوازنده گیتار و سولوی گروه پینک فلوید (Pink Floyd)، از یکی از موثرترین موسیقیدانان عصر خود به شمار میرفت.
برت عامل اصلی شکل گیری آلبوم درخشان اولیه گروه پینک فلوید تحت عنوان The Piper at the Gates of Dawn در سال 1967 بود. با این وجود او در سال 1968، به خاطر اخلاق و رفتار غیر قابل پیش بینی خود که کنار آمدن با او را بسیار دشوار می ساخت، گروه را ترک کرده و یا به قولی از گروه اخراج میشود. هرچند او در یکی دو ترانه از آلبوم بعدی به نام A Saucerful of Secrets نیز حضور دارد.
حضور او در میان اعضای گروه چنان قدرتمند بود که تنها تعداد اندکی تصور میکردند که گروه پینک فلوید بتواند بدون او پابرجا باقی بماند. درواقع مدیران اولیه گروه تصمیم گرفته بودند که برت را حفظ کرده و بقیه اعضا را به حال خود رها کنند. گروه پینک فلوید هرگز نتوانست دوباره آن شوخ طبعی با روح و انرژی دیوانه وار دوران کار با برت را به دست آورد.
آلبومهای سولو
برت پس از ترک پینک فلوید خود را از انظار عمومی دور نگه داشت. با این وجود به خواسته کمپانی ضبط صفحه EMI و Harvest Records (که یکی از زیر شاخه های کمپانی بزرگ EMI بود و اساسا به ضبط و پخش آثار راک پیشرو میپرداخت)، دوران کوتاهی را به انجام فعالیت های سولو مشغول شد و دو آلبوم به نامهای The Madcap Laughs و Barrett منتشر نمود.
برداشت یک از ترانه Love Song از آلبوم Barrett
سید برت با گروه پینک فلوید
تهیه این دو آلبوم با حمایت فراوان هم گروهان سابق او ، به خصوص از طرف جانشین او دیوید گیلمور (David Gilmour) که کار تهیه چند جلسه ضبط را بر عهده گرفت، انجام شد. در این دو آلبوم اعضای گروه The Soft Machine (از موثرترین گروههای موسیقی زیرزمینی دهه 60) هم به نوازندگی پرداختند و به آن حال و هوایی از موسیقی فولک دادند که در عین ناهمواری و نیمه کاره به نظر رسیدن، جذاب بود.
شوخ طبعی نامتعارف برت، بازی کنایه آمیزش با کلمات و ملودیهای مسری ترانه هایش، آثاری را در دو آلبوم سولوی او به وجود آورده اند که بعضی درخشان و بعضی آشفته و کابوس وار هستند.
این آثار با وجود اینکه از قدرت کنترل شده آثار سال 1967 او با پینک فلوید بی بهره اند، با این حال آنها منظری سحرانگیز و تکان دهنده به روح خلاقی هستند که به قولی، پس از شهرت بسیار و مواد مخدر فراوان،در زمانی کوتاه به بیراهه رفت.
دیوید گیلمور با نواختن گیتار بیس و جری شیرلی (Jerry Shirley) نوازنده پرکاشن، برت را در تنها کنسرت زنده او در این دوران همراهی کردند. این کنسرت در 6 ژوئن 1970 در سالن المپیا Olympia در لندن اجرا شد که بخشی از جشنواره موسیقی و مد بود. این گروه سه نفری در زمانی کمتر از 30 دقیقه چهار ترانه اجرا کردند و به دلیل میکس ضعیف، صدای خواننده تا نیمه آخرین ترانه شنیده نمیشد. در انتهای ترانه چهارم، برت به طور ناگهانی و مودبانه گیتار خود را کنار گذاشت و صحنه را ترک کرد.
Baby Lemonade
آخرین حضور او در رادیو BBC در 16 فوریه 1971 برای ضبط سه ترانه در استودیو آنجا بود که هر سه از آلبوم "برت" بودند و احتمالا قرار بود برای تبلیغ این آلبوم پخش شوند.هرچند که در این دوران سید برت برای ضبط موسیقی خود چندان رغبتی نشان نمیداد و حتا برای اجرای زنده آن هم بی رغبت تر مینمود. پس از این جلسه در استودیو، او به مدت بیش از یک سال از صحنه موسیقی دور شد.
سالهای بعدی
برت در سال 1972 گروهی به نام Stars تشکیل داد که عمری کوتاه داشت. در سال 1974 نیز با ترغیب پیتر جنر (Peter Jenner) تصمیم به ضبط آلبوم دیگری گرفت که پس از سه جلسه ضبط ، کار به جایی نرسید و برت بار دیگر از صنعت موسیقی کنار کشید.
او حقوق آلبومهای سولوی خود را کمپانی های سازنده فروخت و به یک هتل در لندن نقل مکان کرد و پس از به پایان رسیدن پولش، در زیرزمین خانه مادرش، واقع در کمبریج ساکن شد.
از این پس تمام کوششها برای به صحنه برگرداندن او بی نتیجه ماند. او تا زمان مرگ هنوز سهم خود را با انتشار هر نوع آلبوم و مجموعه از آثار مشترک با پینک فلوید دریافت میکرد و گیلمور همواره بر انجام یافتن این نقل و انتقال مالی نظارت داشت.
ایکاش تو در کنارم بودی
سید برت و گروه پینک فلوید در سال 1975 برای جلسات ضبط آلبوم Wish You Were Here به هم پیوستند. برت به طور غیر منتظره وارد یکی از جلسات شد و کار ضبط ترانه Shine on You Crazy Diamond را تماشا کرد که اتفاقا، ترانه ای درباره خودش بود.
در آن زمان، سید مقدار زیادی اضافه وزن پیدا کرده و تمام موی سر و ابروهایش را تراشیده بود، به طوری که هم گروه های سابقش در ابتدا او را به جا نیاوردند.
راجر واترز پس از اینکه سید برت را به جا آورد، به قدری منقلب شد که به گریه افتاد. اشاره پینک فلوید به این دیدار، در فیلم "دیوار" جایی که قهرمان داستان پس از تسلیم شدن در زیر بار زندگی و شهرت، ابروهای خود را میتراشد، کاملا آشکار است.
ریک رایت (Rick Wright) نوازنده پیانو و کی بورد گروه، این دیدار را وحشتناک توصیف میکند و می گوید :
"من و راجر هر دو اشک میریختیم. خیلی تکان دهنده بود ... هفت سال بی خبری و ناگهان دیدن او درست پس از اجرای آن ترانه به خصوص، نمیدانم [ کار چه بود ]، تصادف، کارما، سرنوشت، کسی چه میداند؟ اما هرچه بود بسیار بسیار قدرتمند بود."
مجموعه آثار
در سال 1988، کمپانی EMI مجموعه ای از آثار استودیویی پخش نشده برت در طی سالهای 1968 تا 1970 را جمع آوری و در آلبومی به نام اوپل Opel منتشر کرد.
در سال 1993، این آلبوم همراه با دو اثر دیگر برت در یک مجموعه سه تایی به نام Crazy Diamond منتشر شد که همه آنها شامل ترانه ها و قطعاتی از موسیقی استفاده نشده ای است که سندی عالی بر ناتوانی یا امتناع برت از اجرای مجدد یکسان از یک ترانه هستند.
ترانه Bob Dylan Blues برای اولین بار در مجموعه بهرین آثار سید برت به نام The Best of Syd Barrett: Wouldn't You Miss Me منتشر شده در سال 2001 به پخش عمومی رسید. این ترانه از یک نوار نمونه کار سید برت استخراج شده بود که دیوید گیلمور آنرا از یک جلسه ضبط در اوایل دهه 70 تا کنون نگه داشته بود.
Bob Dylan Blues
مجموعه ای از 19 CD صوتی / تصویری به نام Have You Got It Yet شامل چندین اجرای زنده برت در زمان پینک فلوید و در دوران کار سولوی خود منتشر شد که جذابیت آن به خاطر اجرای ترانه هایی که اجرای تمرینی آن زیباتر از نسخه منتشر شده آن شده اند، دو چندان شده است. ترانه هایی از سومین آلبوم نیمه کاره او و همچنین مصاحبه هایی با اعضای گروه پینک فلوید و هنرمندان دیگر نیز از جمله بخشهای بسیار جالب این مجموعه موجود هستند.

سید برت در سالهای اخیر
سالهای آخر
استفاده برت از مواد روان گردان به خصوص LSD در طی دهه 60 امری واضح و ثبت شده است. عده ای عقیده دارند که سوء مصرف این مسیر رو به سمت فروپاشی روحی او را هموار کرده است. در مطلبی منتشر شده در سال 2006، از دیوید گیلمور چنین نقل قول شده است:
"به نظر من، او در هر صورت دچار این فروپاشی میشد. مشکل او بسیار ریشه دار بود. اما آن تجربیات هیپیوار با داروهای روانگردانشان، میتواند به عنوان نوعی کاتالیزور عمل کرده باشد. من هنوز هم فکر میکنم که او نمیتوانست با تصور شهرت و همه پیامدهای آن کنار بیاید."
خبرگزاری آسوشیتدپرس در اینباره می نوسید : "او که از بیماری دیابت رنج می برد سال های آخر عمرش را به صورت ناشناس در کمبریج واقع در شرق انگلستان می زیست."
Wish You Were Here
برت با افزایش مشکلات روحی خود، وارد یک زندگی انزوا طلبانه مطلق شد و نه تنها به انتشار هیچ یک از آثار خود نپرداخت، که اصولا به کار نواختن و اجرا نیز تمایلی نشان نمیداد.
هر چند آلبومهای او در هنگام انتشار توجه اندکی به خود جلب کردند، اما مخاطبین آیینی و هواداران سبک و ثیاق مخصوص به خود را داشتند.موسیقی و جاذبه عرفانی برت موجب پیدایش تاثیری پایدار شد که در طی دو دهه بعد از انتشار بسیار گسترده تر شد. بسیاری از هنرمندان آثار خود را متاثر ار سید برت میدانند که از جمله آنها میتوان به پاول مک کارتنی (Paul McCartney)، جیمی پیج (Jimmy Page)، دیوید بووی (David Bowie) و برایان انو (Brian Eno) اشاره نمود که همه در زمانهای مختلف برای انجام کار مشترک با برت اظهار علاقه کرده بودند.
امیدوارم درست حسابی شب عیدی حال کرده باشین اینم واسه حمید جان!
البوم are you dead yetازchildren of bodomحال کن دادا
این دانلود رو از سایت khaz musicدوستم احسان گرفتم یه سر بهش بزنین
با دوتا کیفیت
| ليست آلبوم ها: | ||||||
| ||||||
درود. بالاخره یکم از گشادی خود کاستم و اومدم بیوگرافی اپریگون رو انجام دادم .در این عملیات مجاهدانه دهن بنده سرویس شد و ...ما پاره.
خوب شروع میکنیم این باند توسط دوتا برادر در سال 2002 در سبک گوتیک متال ساخته شد
خواننده ولیریک و ریتم گیتاد:پژمان فرشیدمهر
گیتار لید و پشت صدا: هومن فرشیدمهر
.پژمان در سال 1975 میلادی در تهران بدنیا امد او موسیقی را در سن 15 سالگی با نواختن گستار اکوستیک اغاز کرد.در 17 ساگی او عاشق هوی متال شد.در سن 22 سالگی وارد دانشگاه موسیقی شد برای یاد گرفتن موسیقی از روش علمی.
در دانشكده او دسته خوانندگان دانشكده را به عنوان يك بيس آوازخوان متصل كرد
بنابراين موقع يك نوبت كار شگفتآور بزرگ بود او روز افزون علاقه مند به موسیقی کلاسیک شد در کمتر از یک سال او واقعا طرفدار موسیقی کلاسیک شد و تصمیم گرفت یک خواننده در سبک کلایسک شود.
اويك آوازخوان خوب شايسته در دسته خوانندگان دانشگاهى شد، بعداً او تلويزيون ملى را دسته خوانندگان متصل كرد به تشویق معلمان موسیقی او تصمیم گرفت خواننده ی اپرا شود.
او 2 سال اموزش دید نزدیک یک صدای زیر مردانه(پروفسور ناربه چولاکیان) اما کم کم او احساس کرد
موسیقی خودش را می خواهد نه انجام موسیقی های دیگر!
او احساس کرد که خواندن شعرهای ایرانی که صدها نفر قبل از او انها را خواندند فایدهای ندارد او تصمیم گرفت به عشق دوران نوجوانی اش هوی متال برگردد .
او مایل است تشکر مخصوص را به دوست عزیزش لویک یریمیان که به او نواختن ترش متال را اموخت اختصاص دهد.

هومن در سال 1970 میلادی در تهران بدنیا امد او فارغ التحصیل رشته ی روان شناسی بالینی است.
او در 19 سالگی نواختن گیتار را اغاز کرد.در سال 1994 گیتار لید را پیش امید حجت اغاز کرد.
همچنین او مشتاق سرودن بود و تعدادی قطه هم نوشت.در 23 سالگی اموختن موسیقی به روش علمی
را در دانشگاه موسیقی اغاز کرد. علاوه بر نواختن گیتار الکتریک او اسپانیایی و فلامنکو هم مینواخت.
بعدا او تصمیم گرفت با ترش متال به مردم ایران بپیوندد بنابراین او توانست سبک جدیدی در موسیقی راک را بنوازد
در اخر از خودم واسه ترجمه تشکر میکنم وخواهش میکنم اگه کش میری منبع رو هم بنویس
یه توضیح در مورد کلیپ بدم که زود انلودش کنید:
کلیپ از اونجا شروع میشه که یه گوشی موبایل در حال غرق شدن هست و بعد با تیکه هایی از یک فیلم یا به بازی شروع میشه و خیلی هم روش کار شده و فکر کنم بازی devil may cry باشه طرز خوندن وکال یه شیوه ی خاص خود رو داره و با بقیه کاملا متفاوت هست ریتم هم خلی خوبه زمان انتظار برای دانتود با سرعت 56کیلو بایتو دیافت 4 کیلو بایت دانلودی 15 دقیقه هست.
اینم یه کلیپ توپ واسه دانلود و ترجمه لیریک
<!--[if !vml]--> <!--[endif]-->Hi, I'm not available right now,
please leave your message.
I just called to say ,
I'm leaving cuz',
Drives me out of my sanity
When I take a look at you
Thinking how was in love with you
You do know that it was true
But you broke me harsh
Making a fool out of me
No more can take this misery
Why you don't just leave an' let me be
You say you love me
You're just lying
From your eyes the lie sparks
When you say that you love me
You know nothing of intimacy
The story is just deceiving me
I can see the lie in your every move
It's crystal clear, needs no proof
My soul is not your trough
I'll shout from deep inside an' on every roof
You say you love me
You're just lying
تو فقط یک دروغگویی
(سلام-من در دسترس نیستم لطفا پیام بزار)
من فقط نگ زدم که بگم
تو رو ترک کردم چون
من رو دیوونه کردی
وقتی تو رو نیگا می کردم
فکر میکردم چیجوری عاشقت شدم
تو میدونی این راسته
ولی تو بدجوری من رو شکستی
از من یک احمق ساختی
هیشکی نمی تونه این بدبختی رو بپذیره
چرا من رو ترک نکردی و گذاشتی باشم
تو میگی من رو دوست داری
تو فقط یک دروغگویی
از چشمات دروغ جرقه میزنه
وقتی که میگی دوستم داری
تو هیچی از صمیمیت نمیدونی
این قصه فقط برای گول زدن منه
من میتونم دروغ رو از همه ی حرکاتت ببینم
این خیلی واضح هست دلیلی براش نداری
روح من ظرف غذات نیست
من از عمق خودم فریاد خواهم زد روی اسمان
تو میگی من رو دوست داری
تو فقط یک دروغگویی

YOU'RE JUST LYING
کلیپ رو دانلود کنین بهتره چون حجمشون تقریبا یکی هست
اینم چندتا لینک عکس:عکس 1 عکس 2 عکس 3 عکس4
استفاده از مطلب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد!
اپ بعدی درخواستی از باند ماورا
سلام امروز یه بیوگرافی توپپپپپپپپپپپپ دارم امیدوارم حال کنین.کامنت یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!

درامز : کریس ادلر
گيتار : ویلی ادلر
خواننده : رندی بليث
گيتار : مارک مورتون
باس : جان کمپبل
پس از نوشتن و ضبط سه آهنگ مستقل جهت معرفی Lamb of Godبا اتمام آلبوم اول خود همگان را شوکه کرد. خاکستر بيدارها پس از فقط پنج ماه معرفی شد.
این گروه پروگرسيو متال که مکان اصلی آن ویرجينيا است ،این آلبوم را حاصل کار طبيعی خود می داند.
در طول ده سالی که در کنار هم می نوازیم ، این گروه هرگز از تجاوز به مرزهای یک گروه متال معمولی دست نکشيده است.
کریس ادلر، درامر گروه می گوید: با انتشار این آلبوم ما به غریزه ها و تجربه های خود اجازه دادیم که هر
ترانه را به عنوان قسمتی از تصویر بزرگتر مد نظرمان نشان دهند. ما به ترانه هایمان اجازه دادیم که
به جای پرداختن به مضامين خاص ما هر یک راه خود را بروند.
اجرای مشترک با کریس پولند از گروهMega deathو الکس اسکولينگ از گروه
Testament آهنگ خاکستر بيدارها را به عنوان مجموعه ای از ساختار پيچيده و سياه متال مطرح کرد. این آلبوم شامل آرم تجاری گروهThrash و قطعات آنچه برای من مقدر است، خط رنگ باخته و اسلحه تنها است و همچنين جستجوی مرزهای گسترده تری از موسيقی متال را در قطعات ساعت شنی، خون مولف و دیگر قطعات بی کلالام در خود دارد.
مورتون ادامه می دهد : شما گاهی ، زمانی که هر یک ازقطعات یک آلبوم مشابه یکدیگرند از آن آلبوم تاثير خاصی می گيرید. این آلبوم قطعات کمی دارد که گوشهایتان را پيش از بازگشت به قطعات شعله افکن ما تازه می نماید.
برای کمک به خلق آلبومی متناسب با گذشته سنگين گروهLamb of Godبه گروه امکان می دهددرونيات و بلوغ موسيقایی خود را نشان دهد، آنها اعلالام کردند که برای توليد و ميکس آلبوم خاکستربيدارها از شکل ماشينی توليد کنندگانی مانند:. Clutch , King , Crimson , pitch shifterخارج خواهند شد.
ادلر می گوید : برای ما بسيار مهم بود که در انتخاب توليدکننده دقت زیادی به خرج دهيم. معمولالا درتوليد کارهای متال شکی طبيعی وجود دارد که جالب است. امّا ما می خواستيم توانایی توسعه کارمان را بدست بياوریم و خودمان را محدود نکنيم . این صدای متال نيست ، این صدای گروه Lamb of Godاست.
مورتون می گوید : ما از صدای ابزار موسيقی در استودیو بهره لالازم را بردیم اما در حقيقت مبنای کار مادورنمای بيرونی کار است.Machineیک توليد کننده صرف متال نيست. پيشنهاداتی از جانب آنها شد که برای ما لزومی نداشت . او عناصر تازه ای از آلبوم را به ما معرفی کرد که از دیگران سراغ نداشتيم با انتشار این آلبوم Lamb of Godدومين قدم خود را با حضور در جشنوارهozz fest 2004در تابستان این سال برداشت. آهنگ در جستجوی آرامش از آلبوم خاکستر بيدارها به عنوان دموی معرفی این جشنواره مورد استفاده قرار گرفت. این قطعه خلالاقيت گروه درCDجدیدش را به نمایش می گذارد
کریس ادلر می گوید : این آهنگ به سرعت شکل گرفت و به دل ما چسبيد. بگذارید این را اینگونه بگویم:
یک سال طول می کشد تا یک گروه جدید قطعه ای را تمام شده فرض کند.اما برای همه شنوندگان فقط دو روز طول می کشد تا رضایت خود را از این قطعه نشان دهند. این باورنکردنی است.
Lamb of Godاز تکرارها ، تضادها و تک نوازی های معمولی هِوی متال(Heavy Metal)استفادهمی کند. این ترانه پيشروو هوشمندانه است. قطعاتی مانند خاکستر بيدارها که بدون کلالام است ، تاثيرگذاری و توانایی بالالای گروه را به نمایش می گذراند.حفظ گروه توسط یک موسيقيدان و اعتماد به نفس وکمپبل این گونه توضيح می دهد : ما این سبک را بدون کاستن از پروگرسيو راک بودن آن قابل شنيدننمودیم. پيچيدگی ما و موسيقيمان به مذاق کسانی که موسيقی تکنيکی را می پسندند، خوش نميآید.اما استخوان بندی آن آنقدر غير معمول نيست که یک شنونده متوسط را راضی نکند. موسيقی ما تعادل خوبی دارد.

با سوختن قصه ها، شعله خاکستر بيدارها فروکش می کند. هر چند بليث میپذیرد که نوشتن ترانه هایی درباره مسئوليت پذیری شخصی در او به سرعت در حال تغيير است.
او این گونه توضيح می دهد : من و مارک بيشتر ترانه ها را با هم نوشتيم،
وبا آغاز این آلبوم به این توافق رسيدیم که می خواهيم به جای سياستهای خارجی بر روی سياستهای داخلی تمرکز کنيم. ولی زمانیکه وارد آن شدیم مسئوليت هنری در انعکاس مسائل اجتماعی را در خود دیدم و این به معنی نوشتن ترانه هایی بر عليه قدرتهای موجود است.این امر با ميکس ندای آتش و پوزخند تنفر بر عليه سيياستهای سلطه طلبانه کاخ سفيد صورت گرفت.
بليث می گوید : در پایان ، فکر می کنم این نوع آلبوم قوی تر است ، چرا که ما ارتباط بين سياستهای داخلی و خارجی را به جای تمرکز بر روی یکی از آنها در آن به نمایش گذاشته ایم.این ترانه ها همگان رامورد بررسی قرار می دهند چرا که عليه سياستهای نادرست دولت و کسانی است که به دولت اجازه
خودنمایی و زورگویی می دهند.
این آلبوم رد آرامش در ریسکهای موسيقایی را در مورد گروه به نمایش می گذارد.
مورتون می گوید: ما هميشه یک گروهThrash Metalبوده ایم. اما دوست دارم جستجو کنيم و بيابيم که فراتر از مرزهای این سبک چه چيزی وجود دارد.
تاریخچه و ریشه گروه در سال ١٩٩٠ شکل گرفت، جایی که مورتون ، ادلر و کمپبل در یک خوابگاه دانشجویی در ویرجينيا زندگی می کردند. نواختن در خانه ادلر در ریچموند شرایط خوبی را برای تشکيل گروه فراهم آورد.
کمپبل ادامه می دهد: از هيچ گرمایشی در خانه خبری نبود. داشتيم یخ می زدیم ، می نوشتيم و دور ازبخاری پرسه می زدیم و ترانه های متال می نوشتيم.پس از فارغ التحصيلی، مورتون برای کسب درجه فوق ليسانس به شيکاگو مهاجرت کرد، اما گروه به کارخود ادامه داد. یک گيتاریست جدید ( به طور پاره وقت ) جانشين او شد و این زمانی رخ داد که کار گروه از موسيقی بدون کلام خارج شد و بليث به عنوان خواننده به گروه پيوست.
این گروه چهار نفره که به عنوان ترکيبی از شکل کلی موسيقی منطقه ریچموند به شمار می رفت. برای رقابت با سطوح بالالاتر موسيقی گروه برنامه تمرینی مشخصی را ترتيب داد. تا این روز، ما فقط پنج روز درهفته تمرین می کردیم.کمپبل می گوید : اگر تمرین نمی کردیم گروه های موسيقی ریچموند ، ما را با خاک یکسان می کردند.گروه های متال مانندSlang louse و Breadwinner
با موسيقی پيچيده خود ما را دیوانه وار به عقب می راندند. آنها ما را تحت تاثير قرار دادند و ما را برای موفقيت به کار بيشتر وا داشتند.

زمانی که مورتون از شيکاگو برگشت و به گروه پيوست، گروه در اطراف ویرجينيا مشغول کار بود. زمانی کهBurn The Priestنخستين آلبوم به تهيه کنندگیRegion Recordsمنتشر شد، بازگشت مورتون به سرعت باب گسترده ای در نوازندگی گيتار توسط او باز کرد. یک سال پس از اضافه شدن برادر ادلرBurn The Priestنام خود را بهLamb of Godتغيير داد و با کمپانیProsthetic Recordsقراردادامضاء کرد.
آلبوم اوليه گروه ، اِاِنجيل جدید آمریکایی در سال ٢٠٠٠ انتتشار یافت. مورتون توضيح می دهد : این آلبوم تماما درباره خلق مناظر موسيقایی ریتميک با ضربان بالالا بود. دو سال برپایی تور این امکان را به گروه داد
تا بيش از پيش خود را در معرض دید قراردهد. هنگاميکه قصرها می سوزند در سال ٢٠٠٣ عنوان آلبوم سال را در مجله هایMetal Hammer و Revolverبه خود اختصاص داد و در مجله های هفتگیEntertainment و Rolling Stoneخبرساز شد.
کریس ادلرمی گوید:سرعت تکنيکی متال آنگونه که باید باشد،در این آلبوم لحاظ شد. هرآللبوم به زمان حاضرخود اشاره دارد وما به عنوان یک گروه ، منحصرا به کار خود ادامه دادیم. در مورد آلبوم خاکستربيدارهانيز تفاوتی وجود ندارد،به جزاین حقيقت که ماهرگزبهترازحال برای ساخت موسيقی اینچنين جنجالی نبوده ایم. موسيقی ما غوغا می کند.
گروه مجددا در جاده اصلی خود قرار گرفت وپيش ازقرارداد باEric Recordsبه برپایی متوالی تورپرداخت.در پایيز ٢٠٠٣ گروه در تورهایMTVشرکت کرد و از یک گروه زیرزمينی فراتر رفت زمانی که گروه برای ضبط خاکستربيدارها به استودیو رفتDVDزنده وحشت وغرور نيز توسط گروه منتشرشد. گروه برای قطعات نابودی و مارک سياه به توليد کليپ پرداخت. با حس شوخ طبعی یکی از گروههای قابل احترام وتاثيرگذار معاصر، اینDVDثابت کرد.
می تواند موفقيتهای تجاری و اقتصادی شایانی را با حضوردر بيلبوردها نيز به ارمغان بياورد. باحضوردراستودیو و برپایی تور در ٣١ اُاُم آگوست آلبوم خاکستربيدارها منتشرشد. آلبومی که منظره ای ازنهایت موسيقی را بدست آورد.
در اخر یه دانلود توپ براتون میزارم و از اای اسماعیل اسفندیاری که ما رو یاری کردن تشکر میکنم .
right click save target as
![]()
Lamb Of God - Now Youve Got Something To Die For
Ripped By: jrod
VCD-NTSC
Download from Mirror 1!
بعد از یک ماه اومدم اپ بکنم و اصلا نمیدونم چی بزارم حالا اینو داشته باشید واسه عیدی:
حتما در نظر خواهی آخر همین آپ شرکت کنین برای انتخاب موضوع بعدی!
او بدون ترديد يكي از تأثيرگذارترين چهرههاي تاريخ موسيقي عامهپسند است. بووي بر دو نسل پس از خود تأثير فراواني گذاشت.
از موسيقي راك گرفته تا موسيقي كانتري، از موسيقي ديسكو تا موسيقي متال همگي تحت تأثير سبك و حتي شخصيت ديويد بووي بودهاند. او از جمه خوانندگان و آهنگسازاني است كه به اصطلاح ستارهي راك تجسم و عينيت بخشيد.
او در خانوادهاي فقير در شهر لندن به دنيا آمد. نام اصلياش ديويد جونز بود. مادرش بليطفروش سينما بود و پدرش هم كسب و كار درستي نداشت. برادرش به خاطر مشكلات رواني در آسايشگاهي در حومهي لندن نگهداري ميشد. ديويد در نوجواني در نزاعي خياباني چشم چپش آسيب ديد. به تدريج ديويد نوجوان و پرخاشجو به موسيقي علاقهمند شد.

بتهاي ذهني آن دورهي او چاك بري، الويس پريسلي و فتس دومينو بودند. ديويد به ساز گيتار و ساكسيفون علاقهي فراواني داشت. به همين دليل در مدت كوتاهي نواختن اين دو ساز را آموخت. ديويد از مدرسه اخراج شد و به همين دليل فرصت يافت تا دربارهي موسيقي تحقيقات بيشتري كند. پس از چند سال موفق شد چند آهنگ بسازد كه البته هيچكدامشان ضبط نشدند. اما همهي اين تلاشها باعث شد تا ديويد به عنوان نوازندهي نيمهوقت در يك باشگاه شبانه مشغول به كار شود.

ديويد توانست گروهي داير كند و نام آن را ديويد جونز و كينگ بيز بگذارد. گروه چند ترانه روانهي بازار كردند اما هيچكدام از آنها موفقيت تجاري - انتقادي برايشان به همراه نياورد. پس از شكست نخستين تلاشها، ديويد نام جونز را به بووي تغيير داد و از گروه جدا شد. ديويد بووي نخستين آلبوم انفرادياش را در سال 1967 با عنوان The World Of David Bowie روانهي بازار كرد. متأسفانه اين آلبوم موفقيت چنداني براي ديويد به همراه نياورد. او چند صباحي از دنياي موسيقي كناره جست و به بوديسم و تعاليم شرقي پرداخت. در همين سالها ديويد با آنجلا بارنت آشنا شد و با او در سال 1970 ازدواج كرد. آنجلا شوق موسيقي را در ديويد مجدداًً برانگيخت و ديويد در سال 1970 و با حمايتهاي همسرش آلبوم Man Of Words / Man Of Music را روانهي بازار كرد. اين آلبوم با موفقيت روبرو شد و ترانهي Space Oddity آن جزو پرفروشترين ترانههاي آن سال شد. حتي شبكهي راديويي BBC چند بار اين ترانه را پخش كرد.

موفقيت اين آلبوم باعث شد تا چند ماه بعد بووي آلبومي در سبك راك و با عنوان The Man Who Sold The World را روانهي بازار كند. طرح روي چلد اين آلبوم كه تصويري غريب و نامتعرف از بووي را بر روي خود داشت، از دلايل موفقيت اين آلبوم بود. بسياري از منتقدان موسيقي اين آلبوم را سرمنشأ موسيقي هويمتال ميدانند. دنياي نامتعارف بووي مخاطبان خاص خودش را يافت و موسيقي تازه و بديع او تحولي در سبك راك به شمار ميرفت. سال بعد بووي آلبوم Hunky Dory را روانهي بازار كرد كه موفقيت فراواني برايش به همراه آورد. در همين سال بووي بهآمريكا رفت تا بر شهرتش بيفزايد. اما سال 1972 اوج موفقيت بووي بود. او با آلبوم The Rise And Fall Of Ziggy Stardust And The Spider From Mars به افسانه و اسطورهاي در موسيقي غربي تبديل شد. اين آلبوم كه حاوي مضامين مذهبي و اساطيري نامتعارفي بود، مثل بمب در سرتاسر جهان صدا كرد و نام بووي را به عنوان ابرستارهي موسيقي راك برسر زبانها انداخت.
سالهاي بعدي سالهاي پركاري براي بووي بودند. او سه آلبوم Pinups، Alladin Sane و David Live را در سال 1973 تا 1974 روانهي بازار كرد. در سال 1975 ديويد بووي با ترانهي Fame به صدر جدول موسيقي آمريكا رفت. او اين ترانه را به همراه جان لنون نوشته بود. در همان سال او در فيلم «مردي كه به زمين افتاد» ساختهي نيكلاس روگ ظاهر شد. در چند سال بعدي نيز بووي خوانندهاي فوقالعاده پركار بود و سه آلبوم ديگر روانهي بازار كرد. در سال 1980 ديويد از همسرش جدا شد و در اوايل اين دهه او ترانهي Under Pressure را با گروه Queen خواند.
در دههي 1980 و با تحول شگرفي كه در ذائقهي شنوندگان موسيقي به وجود آمده بود، پيشبيني ميشد كه دوران طلايي ديويد بووي به پايان برسد. اما ديويد اعجوبهي موسيقي راك بود. در سال 1983 او آلبوم بسيار موفق Let’s Dance را روانهي بازار كرد كه نسل جديد شنوندگان موسيقي از آن استقبال فراواني كردند. در همين سال بووي در نمايش «مرد فيل نما» در برادوي ظاهر شد، ضمن اينكه در همان سال در فيلم «عطش» در برابر كاترين دونو و سوزان ساراندون قرار گرفت. چند ماه بعد بووي در فيلم «كريسمس مبارك آقاي لارنس» نيز ظاهر شد. در سال 1985 بووي ترانهي Dancing in the Street را به همراه ميك جاگر اجرا كرد كه جزو ده آهنگ پر فروش آن سال شد.
در دههي 1990، بووي فعاليتهاي موسيقايياش را كمتر و دز عين حال جديتر كرد. دز سال 1993 بووي Black tie white noise را روانه بازار كردف كه به لحاظ موسيقايي آلبومي شنيدني و غني بود.
جند سال بعد به كمك فيليپ گلاس اهنگساز بزرگ معاصر، آلبومي را روانه بازار كرد.
در سا ل 1997 ف بووي پنجاهمين سال تولدش را با حضور جمع كثيري از ستارگان موسيقي و سينماف در مديسون اسكوير گاردن برگزار كرد.
خوب امیدوارم خوب بوده باشه
اول از همه به کنت لوسیفر به خاطر رکورد کردن البوم " سنگ سار نور " تبریک میگم و به شما پیشنهاد میکنم دانلودش کنین اینم ادرس وبلاگش:www.blackmass.blogfa.com


و بعد به محمد امپرور به خاطر تراک قلب سیاه تبریک میگم اینم لینک دانلود :دانلود
حالا اپ بعدی رو انتخاب کنید کافیست شماره رو تو قسمت نظرات بگین!
۱-بیوگرافی کل اعضای پینک فلوید و سید بارت
۲- بیوگرافی باند ایرانی هک
۳-توضیحات کامل در مورد سبکهای متال(جدید)
۴-دانلود(قاطی پاتی)
حتما حتما بگین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱
این اپ از طرف من و پژمان منسن هست. این داداش لطف کرد و یه هد و لوگو واسه ما زد و ما هم خواهش کردیم تو این پست ما رو همراهی کنن.و من در اینجا میگم we are one
گروه Seven Deadly Sins) SDS) در فروردین 1383 در ایران تاسیس شد . سبک اولیه گروه Death Metal بود. اعضای موسس گروه کارن آراکلیان و امیر حسین میرشفیعی بعنوان گیتاریست ، بابک خواجه پور بعنوان بیسیست و ژانو باغومیان بعنوان درامر بودند .
هدف از تشکیل SDS پر کردن خلاء موجود در موسیقی متال ایران در زمینه وجود یک گروه با قابلیت نوازندگی و اهنگسازی بسیار بالا و همچنین فعال در صحنه و بازار موسیقی ایران و جهان بود.
اعضای گروه پس از تاسیس SDS تصمیم گرفتند برای ایجاد هماهنگی بیشتر به اقدام به بازنوازی تعدادی از آهنگهای مهم و مورد علاقه خود از گروه های معتبر Death Metal مانند Death , Deicide , Cannibal Corpse , Morbid Angel و Slayer … کنند .
پس از مدتی گروه تصميم گرفت به فعاليت اصلی خود ، ساخت و تنظيم قطعات Original بپردازد ولی دراين بين پيشنهاداتی از طرف تهيه کنندگان برنامه های موسيقی ، گروه را به فکر اجرای قطعات بصورت زنده انداخت و به دليل تشنه بودن جو طرفداران متال و انجام کاری نو دراين سبک گروه SDS باهمکاری آقای علی فاتحی بعنوان تهيه کننده و مدير برنامه اقدام به اجرای زنده خود بنام Rise Of Brutality در تاريخ 16،17و18 مهر83 دراصفهان و در مکان تالار انديشه نمود که با موفقيت کامل و استقبال خيره کننده دوستداران متال اصفهان روبه رو شد.
در اردیبهشت ماه 1384در پی ایجاد تغییر و تحولاتی در ساختار گروه لویک یرمیان جایگزین نوازنده پیشین شد . به عقیده اکثر کارشناسان و هواداران گروه این تغییر تاثیر بسیار زیادی در افزایش قدرت و انسجام گروه داشته است. SDS اکنون شامل کارن ، لویک ، بابک و ژانو می باشد .
در ادامه حرکت گروه و با پیگیری فعالیت های برنامه ریزی شده ،SDS علاوه بر ادامه برنامه کنسرتها در حال تهیه و تدارک اولین آلبوم رسمی گروه می باشد که بصورت رسمی وارد بازار خواهد شد .
گروه SDS بلافاصله پس از انتقال به تهران با همکاری آقای علی فاتحی بعنوان مدیر برنامه و تهیه کننده اقدام به برگذاری کنسرت جدید خود با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد کرده است.
این کنسرت در 17 اذر در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
مکان برگذاری این کنسرت منحصر به فرد تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در تاریخ پنجشنبه 17 آذر می باشد .
بابک در اینباره می گویید: بعد از مدتها سکوت در صحنه متال ما بلاخره موفق شدیم این سکوت مرگبار را بشکنیم . لویک اضافه می کند : این کنسرت تنها نمایش گوشه ای از قدرت و مهارت SDS برای معرفی سبک Death Metal به هواداران می باشد .
گروه بدلیل تاکید بسیار زیاد روی کیفیت سیستم صدابرداری در این اجرا از تکنیکها و تجهیزات مدرن صدابرداری استفاده میکند.







دانلود فایلهای تصویری (کنسرت۲۰۰۴ اصفهان)
Misanthrope - Death 1:47 (981 KB) |
Rainig Blood - Slayer 1:02 (1005 KB) | |
Demonic Refusal - Testament 1:21 (3550 KB) | ||